درد دل های یک غریبه : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

امکانات وب

بعضی ها

وصیت نامه ات را مینویسند
در کشو کمدت میگذارند

بعد خاکت میکنند .

بی آنکه بدانند هنوز نفس میکشی !

حالم خوب نیست...
بیمار خسته ای که با گل های خانه اش حرف میزند.
گاهی هم با دیوار ها

گل ها و دیوار ها خیلی بهتر از آدم ها هستند . لااقل نمیگویند خودت را به مریضی نزن

یا نمیگویند گریه نکن . خودن را ضعیف نگیر

اینها مثل بد و بیراه کوبیده میشود به جان و تنت . حتی بیشتر از دردت درد دارند!

وقتی تمام مدت سعی کنی قوی باشی بعد بگویند خودت را ضعیف نگیر انگار دنیا روی سرت آوار میشود . انگار میگویند قوی نبوده ای
به آنها که درد مرا نمیفهمند چه بگویم ؟ میترسم یک وقت نفرینشان کنم . میترسم بگویم امیدوارم سر خودتان در بیاید که بفهمید .

مگر میشود اینقدر بد باشم؟

اما لا اقل بدانید گاهی گریه کردن بد نیست . بعضی وقت ها ضعیف بودن آدم را بیشتر آرام میکند.
خواهش میکنم گاهی دیگر هیچ نگویید . میترسم از درد حرف هایتان نفرت بگیرم .

آدم های به قول شما بیمار ، شکننده اند . گناه دارند . دلشان را نشکنید!

درد دل های یک غریبه...

ما را در سایت درد دل های یک غریبه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 10:09

صفحه بندی